X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392 | 14:11 | نویسنده : ناری

نمیدونم شماها که وبلاگ دارین چطور از یه چیز ساده یه خاطره درست میکنید اما من باید خدمتتون بگم که امروز خیلی معمولی گذشت . تو شرکت دو سه تا کار کردم یکم از این و اون غیبت کردم و تو را خونه هم یه گل لاله و یه گل عروس خریدم  واسه عصرم با یه باغبون قرار گذاشتم بیاد باغچه ها را مرتب کنه و درختا رو هرس کنه.

یه خاطره بگم: نزدیک خونه ما یه دبیرستان دخترانه هست خونه ما هم تو یه کوچه بن بسته و جای خوبیه واسه پارک کردن دوس پسرای پولدار با ماشینای خوشگلشون . منطقه ما خیلی ارومه و ساکته و ساکنان بی سر و صدایی هم داره . چندسال پیشا که تازه این دبیرستان اومده بود تو محله ما یه روز دیدم یکی تند و تند زنگ خونه رو میزنه ایفون رو که برداشتم دیدم بابامه با عجله گفت ناری بدو بدو بیا دم در کارت دارم . منم هول هولکی با لباس خونه و دمپایی رفتم بیرون. یهو ذوق زده دست منو کشید گفت بیا اینو ببین. رفتم دیدم یه دختر و پسری پشت یکی از این ماشینا نیم خیز نشستن و دارن حرف میزنن . خیلی صحنه خنده داری شده بود اخه اونا مارو نمیدیدن فقط ما میدیدیمشون. بعله همچین خونواده ضایعی هستیم ما. البته بعدها این قضیه تا حدودی طبیعی شد و الان خیلی ریلکس پارک میکنن تو کوچه و فقط از کنارشون که رد میشی باید یه یالله ای چیزی بگی.  



آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 34157

  • زیبا مد | سبزک | تبلیغات متنی