X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : دوشنبه 19 اسفند 1392 | 18:15 | نویسنده : ناری

این روزا خیلی درگیرم یه عالمه کار دارم . البته خوب فعلا فقط عروسم خوانندمه اما اشکال نداره که نگران خواهر شوهرش نشده و نیومده طبق روال وبلاگ نویسا اینجا بگه ای وای من نگرانتم کجایی؟

یه کار خیلی ناب از اداب اجتماعی مردم جمع کردم که میخام به یه مجله خاص بدم واسه چاپ اما یکی از بهترین دوستام به نتایج تحقیق من نیازمنده تا توی وب خبرگزاریشون بذاره بین رفاقت و رقابت و خودخواهی چقد فاصله است؟

این روزا مامان به شدت درگیر کارای خودشه و من و زی زی فقط تونستیم کوتاه به اندازه کمتر از یه ساعت ببینیمش و بعدش باید میرفت شرکت و بعدم یه سفر مهم کاری داشت. نگران و دل تنگشم

فک کن من گنده 27 ساله الان خودم باید مامان باشم اونوقت....

حیف که گنجی مثل منو هنوز کشف نکردن هههههه

و بعدا نوشت یه خانم وبلاگی میشناسم که تا محل زندگیش کمتر از نیم ساعت راه دارم اما دلم نمیاد برم ببینمش میترسم دیگه نتونم مثل قبل وبلاگشو بخونم. واسه همین اینو واسه خودم میذارم واسه روزی که نمیدونم چرا حالم یه جوری باشه و ...

معتاد شدم اونم به خوردن فلفل دلمه ای رنگی خام؟؟؟؟ نمیدونم چرا تا چشمم به فلفل دلمه ای میافته دهنم اب میافته.

البته متاسفانه من نسبت به کرفس زیتون گوجه فرنگی و هویج هم این مشکلو دارم نمیتونم از جویدن دست بردارم.

این چند روز من دنبال یکی دوتا خبر مهمو گرفتم اخه ما الان یه تغییر مهم داشتیم تازگیا تو استانمون البته اینا رو چرا میگم؟

خودم شخصا هم میتونم بگم که یه سوتی تو تاکسی دادم اونم اینکه رو صندلی جلو جوری خوابم برده بود که تازه خوابم میدیدم خدا کنه تو خواب حرف نزده باشم فقط راننده بعد از اینکه تاکسی پر شد و راه افتاد حدودای محل پیاده شدن من بیدارم کرد.

واقعا باعث شرمندگی اخه شب قبلش تا 3.5 داشتم مطلب تایپ میکردم صبحم ساعت 6 بیدار شدم واسه همین ظهر کلا استعداد خواب داشتم خدا رو شکر هوس نکردم تو خواب غلت بزنم ولی 10 دقیقه خوابش مثل چند ساعت بهم چسبید نمیدونم چرا اینقدم بی مهابا خوابیده بودم. مثلا من خبرنگارم.....



آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29321

  • زیبا مد | سبزک | تبلیغات متنی