X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : پنج‌شنبه 29 خرداد 1393 | 22:58 | نویسنده : ناری

اخه بچه تو که گربه نگه نمیدار این طفلکا رو میاری شهر که چی بشه؟

الان 3 تا بچه گربه دارم چکارشون کنم


اوین خانم بچه گربه نمیخوای ابجی کوچیکه؟

غربتی یه گربه بدم یه خونه پیش ساخته به جاش میدی؟

اقا مهرداد یه گربه بیارم به جاش از فروشگاه جنس ببرم؟

من این گربه ها رو چکار کنم؟

به به امروز خودمو تو اینه دیدم کیف کردم برگشتم به وزن قبلی یواش یواش داشتم نگران میشدم راه افتاده بودم برم پیش دکتر تکتم که سوزن درمانی کنه منو.

از دوستانی که اپارتمانشون مشرف به حیاط خونه های ویلایی هست خواهش میکنم از حیاط مردم به عنوان ویو یا منظره خصوصی خودتون استفاده نکنید نمایشگاهه؟

از اونجا که واسه شما مهم نیست من صبحانه نهار شام چی خوردم یه چیز جالب واستون تعریف میکنم.

رئیس جان یعنی مادر گرام تشریف میبرن یه جلسه ای و اونجا شوهر یکی ازدوستای دوران تحصیلشون رو میبینن و بسیار خوشحال و شاد و شنگول دعوتشون میکنن نهار با اهل و عیال بیان خونه ما از قضا برادر گرام و دو فرزند شیطونش هم تشریف اوردن و ما بعد از نهار  توی حیاط با بچه های مهمون مسابقه طناب زنی برگزار کرده بودیم. البت شکم من پر و خودمم خسته چون اشپزی کرده بودم که یهو یهو یهو یهو در زدن

کی بود؟

مهندس جان بود پسری که ما بارها دیده بودیم ولی به وجناتش دقیق نشده بودیم حالا فک کن همه بچه ها هم از کت و کول من اویزون در حال بازی که این اقای مهندس تشریف اورد تو اول یکی دوبار چپکی به من نگاه کرد و بعد که سلام بلند بالا عرض کردم به شک خودش غلبه کرد و با دهان از کجا تا کجا باز مونده اومد جلو گفت اییی تونی؟

میدونین اخه من خیلی رفته بودم شرکتشون ولی فک نمیکردم این شاهزده پسر با ما اشنا دربیاد.

دروغ چرا اصلا ندیده بودمش

یعنی دیده بودما ولی از بس روی تحویل اجناس دقیق شده بودم و پاچه اینو و اونو گرفته بودم اصلا به چشمم نیومده بود باور نمیکرد من اینقد مهربون باشم که یه بچه نزدیکم بشه چه برسه که چهارتا اونم دوتاش خواهرزاده های خودش به من اویزون بشن اونطوری .

بهرحال ما که قاپشو دزدیدیم مامانش هم اوکی داد

هی من میگم بذارین برم یقه شو بگیرم ببرم عقدش کنم

هی خانواده میگن نه زشته صب کن رسوم داریم و از این حرفا

زود بیاییین من حوصله ندارم

من پسندیدمت فک نمیکردم اینقد خوش تیپ باشی

بیا دیگه

تازه من یه بار واسه یه تحویل اشتباهی یک سال پیش ناجور از خجالت این طفلک دراومده بودم

خدا کنه یادش رفته باشه

نمیدونم چرا عکسا نمیاد؟



آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 34158

  • زیبا مد | سبزک | تبلیغات متنی