X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 11:48 | نویسنده : ناری

مادر من زن خاصی هست هرکدومتون که اینجا رو خونده باشید کم و بیش می دونین که چی میگم روحیه ویژه ای داره .

اون با اینکه یه مادر فوق العاده است اما هیچ وقت زیادی از ارزوهای خودش به خاطر ما نگذشته.

مادر من عزیز دردونه یه مرد ثروتمند بوده بچه ای که بعد از سالها بچه دار نشدن پدرش به دنیا اومده و اونقدر عزیز بوده که پدرش توی کودکی اونو با خودش واسه معامله های خیلی بزرگ میبرده و حتی توی جمع های مردانه که اون زمان باب نبوده حضور داشته. مادر من بهترین دانش اموز یکی از هنرستانهای تهران بوده یک دختر باهوش و زیبا اما دست تقدیر توی سن 16 سالگی عاشق یه پسر دانشجوی مهندسی کشاورزی که تازه اومده بوده تهران میکندش و یکی از اون تراژدی های عاشقانه شکل میگیره و پسر عزیز دردونه یه روحانی بزرگ با دختر لوس و بی حجاب یه تاجر تهرانی ازدواج میکنه (البته جریاناتی هم بوده این وسط که از شیطونیهاشون بعدا میگم)

 به خاطر این ازدواج هردو خانواده طردشون میکنند تا اینکه اولین پسر توی خونه ما به دنیا میاد و این میشه که باب رفت و امد پدربزرگ ها دوباره باز میشه

سالی که من به دنیا اومدم پدربزرگ مادریم فوت کرد و مادرم اینقدر بهم ریخت که افسردگی گرفت چون پدرش خیلی بد فوت شد و حادثه دلخراش و ناگهانی براش اتفاق افتاد

بهرحال این زندگی با فراز و نشیب هاش تا الان ادامه داشته

ممکنه شما با مادری زندگی کنین که خیلی دوستتون داره اما زندگی کردن با مادری که در اوج اینکه مطمئن هستید داره ریسک بزرگی میکنه بهش یه کوچولو الارام میدید فوری میگه هرکار دلم بخواد میکنم یه لذت دیگه داره

میدونین امکان نداره نظر مامان لوس من عوض بشه

بشدت لجباز و دوست داشتنیه اتفاقا با همین اصرار و پشتکارش به خیلی جاها هم رسیده

جالب اینکه من هیچی ازش به ارث نبردم به جز زبونم

مامان خانوم من خیلی هم پسر دوسته و نمیدونم چرا اینقد دنبال تایید پسراشه

و خوشبختانه من جوری مخش رو دم که همچین خیلی پسراشو تحویل نمیگیره

خونواده پدری من خیلی مذهبی هستن اما خیلی هم مهربونن مثلا عمه پدر من با اینکه 90 سالشه،هر روز یه جز قران میخونه ولی به خاطر من حاضره بیاد با هم کلی برقصیم با اینکه میدونم از اهنگ خوشش نمیاد

اما خونواده مادریم راحت ولی خودخواه و خشک هستن یه خاله دارم که اشپز فوق العاده ایه اما محاله دستور یه اشپزی حتی املت رو بتونی ازش دربیاری

به خاطر همین مامان حاضره چادر بپوشه بریم خونه عمه ها

جالبه نه؟ پس با من باشید




آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 34158

  • زیبا مد | سبزک | تبلیغات متنی