X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393 | 18:52 | نویسنده : ناری

شیش هفت ماهی میشه که حرم نرفتم

یه وقت میرم نزدیک میبینم خیلی زائر اونجاست یا ترافیکه از دور سلام میدم و برمیگردم

میترسم یه روز این نعمت نزدیکی حرم از دستم بره و حسرت بخورم

خدا میدونه که اینکه میگن تا امام رضا کسی رو دعوت نکنه طرف نمیتونه حرم بره راسته البت ممکنه بعضیام پررو باشن برن ولی خوب معمولا یه توفیقی نصیبت یشه میری والا مثل من هرروزم از زیر حرم رد بشی و هفت ماه نری حتما یه مرگی هست دیگه

کوچه ما خیلی ساکته مگه اینکه ساوین و سارا بیان این دوتا بچه تبریزی هستن و پدرشون تو کار فرشه و فقط تابستونا میان مشهد که برن حرم و اینجا خونه دارن

البت یه موقع هایی هم باباهه میاد خوب چون خانواده نیست و حتما دلش میگیره یه خانوم خانومای خوشمزه هم با خودش میاره

به من چه

به هرحال من که فضول نیستم.

اصلانم کاری ندارم هیچم من به خانوش نگفتم که این اشناهاتون که وقتای دیگه میان هم تبریزین؟

هیچم من نگفتم اهه من فکر کردم اون خانومه که با اقا محب میان خواهرشونن

به من چه به من چه به من چه

امروز به جز سرو صدای ساوین و سارا و جیغ و داد مامان باباهه هم بود

من نگفتم که زن داره که

به من چه

فک کنم امام رضا حق داره منو راه نمیده خونش



آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 34158

  • زیبا مد | سبزک | تبلیغات متنی